ترکیب بندی عکس

بازگشت به لیست مقالات » | دوشنبه 23 مرداد 1396 در ساعت 17 : 8 دقیقه | نظرات کاربران ( 0 )

عکاسی قوانین خاصی دارد که در تهیه عکس باید آنها را رعایت کرد. مطمئناً عکس هایی که دارای پس زمینه شلوغ هستند، یا دارای محوطه هایی تار در بعضی قسمت های پیش زمینه خود هستند و یا سوژه اصلی آنقدر کوچک است که به سختی دیده می شود و یا دارای پیش زمینه ای بسیار خالی هستند و یا رنگ های موجود در آن بیروح و یکنواخت و دارای کنتراست کمی هستند و مسایلی از این قبیل دارای اشکالاتی اساسی هستند که نظر کسی را جلب نمی کند و همیشه در گوشه ای خاک می خورند و به باد فراموشی سپرده می شوند. برای همه مشکلات بوجود آمده در عکس نمی توان نسخه ای واحد در نظر گرفت بلکه هر عکس ممکن است دارای مشکل خاصی باشد و راه حل خاص خود را احتیاج داشته باشد.

یک عکس خوب چیز حاضر و آماده ای نیست، بلکه باید آنرا خلق کرد. عکاسی به مانند ماشین فتوکپی نیست که انعکاس دنیای واقعی ما روی کاغذ باشد و اصولاً چنین چیزی در رابطه با عکاسی امکان پذیر نیست. چشم ما اشیاء را سه بعدی می بیند و عکس پدیده ای دو بعدی است. در نتیجه تلاش زیادی باید به کار برد که چیزی که روی فیلم ثبت می شود، علیرغم دو بعدی بودن، بتواند حداقل بخشی از زیبایی دنیای ما را در خود داشته باشد. علاوه بر این، عکس به عنوان یک وسیله باید پیام و منظور عکاس را به نحو احسنت به تماشاگران عکس بیان کند. بنابراین عکس باید حاوی اطلاعات و آن هم از نوع غنی آن باشد.

ترکیب بندی یا کمپوزیسیون از اولین فاکتورها و سنگ بنای هر عکس خوب است. اگر ترکیب بندی یک عکس مناسب نباشد، تمام زحمات عکس به هدر رفته است و کسی به عکس توجهی نخواهد کرد، علیرغم اینکه افراد تماشاچی ندانند که آن عکس چرا خوب نیست. دوربین های مدرن عکاسی امروزه می توانند از هر سوژه ای در هر شرایط عکس بردارند، اما این شما هستید که دوربین را موظف می کنید که از چه چیزهایی و به چه شکلی عکس بیندازد.ترکیب بندی به عنوان قرار دادن و چیدن عناصر درون عکس است. مهم ترین نکته در رابطه با آن، ساده انتخاب کردن این عناصر است. با دخالت چیزهای بیشمار در یک عکس، مطمئناً کیفیت آن خوب نخواهد شد. نگاهی به عکس های عکاسان مشهور جهان، می تواند به سادگی ما را بدین مسئله واقف و آگاه سازد. عکس مشهور ادوارد وستون Edward  Weston آمریکایی از یک فلفل که به شکل ماهرانه ای انتخاب و نورپردازی و عکاسی شده است، از این جمله است. اگر اصل ساده انتخاب کردن موضوع برای عکاسان نامی صدق می کند، پس برای همۀ عکاسان هم صدق خواهد کرد.

قانون "یک سوم" یا نقاط طلایی

اصولاً اکثر تازه کار علاقه و تمایل شدیدی به قرار دادن سوژه در مرکز عکس دارند، چیزی که باعث می شود، عکس حالتی کاملاً ایستا و یکنواخت به خود بگیرد. جهت خلق یک عکس پویا می توان از روشی که قرنهاست در نقاشی انجام می شود. استفاده کرد. برطبق این روش دوخط طولی و دو خط عرضی، طول و عرض عکس را به قسمت مساوی تقسیم می کنند. از برخورد این خط ها 4 نقطه به دست می آید که به نقاط طلایی معروف هستند. هر موضوع و سوژه هم اگر طوری کادر بندی بشود که روی این نقط و یا روی خطوط فرضی قراد داشته باشند، زیبایی خاصی به عکس می بخشد.

مثلاً اگر تک درختی در بیابان و یا خانه ای در دشت و گلی را درون باغچه بخواهید عکاسی کنید، می توانید آنها را روی این نقاط تلاقی قرار دهید.این روش را می توان هم در عکس هایی که به صورت افقی می گیرید و هم عکس های عمودی به کار ببرید و کارکردی بسیار عالی و زیباتر نسبت به سوژه هایی که در مرکز قرار گرفته اند بدست بیاورید. چند مثال زیر جهت شرح و توصیف بیشتر این قانون است:

خط افق: در عکس های منظره و طبیعت، خط افق یعنی جایی که آسمان و زمین به یکدیگر وصل می شوند، وجود دارند. اگر آسمان دارای زیبای خاصی باشد و دارای رنگ و ابر و تلالو ویژه ای باشد، می توان خط افق را در حدود خط 3/1 پائینی قرار دارد اما اگر چیز جالبی در آسمان نباشد ولی خود آسمان باید در عکس باشد، می توان خط افق را روی خط 3/1 بالایی قرار داد.

عکس پرتره: در عکس پرتره مهمترین نکته ای که نگاه ها را به خود جلب می کند، چشم سوژه ای است. ازا اینرو چشم های فرد را در یکی از نقاط 3/1 بالایی قرارد دهید. نقاط پائینی مکان مناسبی نیستند، چرا که در بالای سر سوژه تولید فضای خالی و مرده زیادی می کنند.

سوژه در حال حرکت

همیشه برای سوژه های در حال حرکت یک فضای خالی در جلو آنها باقی بگذارید تا تحرک آن را بهتر نشان دهد. به عنوان مثال قرار دادن یک فوتبالیست در مرکز عکس بسیار ایستا و بدون تحرک تر از قرار دادن او در خارج از مرکز عکس است. برای سوژه های زنده بدون حرکت، مثل انسان و یا حیوان می توان با خالی گذاشتن فضایی در جلوی آنها، سمت و سوی نگاه آها را در عکس مشخص کرد.

از چپ به راست

در کشورهای غربی، مردم از چپ به راست می نویسند و در عکاسی هم به این ترتیب عمل می کنند، یعنی سوژه اصلی را در سمت چپ عکس قرار می دهند. در کشور ما نوشتن در خلاف جهت است ولی نگارش اعداد از چپ به راست است. هیچ تحقیقی هم جهت اینکه ما چگونه در نگاه کردن عمل می کنیم، انجام نگرفته است. اما از آنجایی که عکس ها هم امروزه جهانی شده اند، ما هم می توانیم شیوه متعارف را به کار ببریم. جهت قرار دادن سوژه اصلی در سمت چپ یا راست در دوربین های اتوفوکوس، می توان ابتدا سوژه را در مرکز قرار داد و فوکوس کرد، سپس با فشار تکمه ای اتوفوکوس را قفل کرد و سوژه را در یک طرف عکس قرار داد و بدون اینکه فوکوس اولیه بهم بخورد، عکاسی کرد.

تغییر جای سوژه

اگر ترتیب قرار گرفتن سوژه مناسب عکاسی نیست، جای آنرا عوض کنید و اگر این کار امکان ندارد، جای خودتان را عوض کنید. شما می توانید با کمی به چپ یا راست رفتن و یا خوابیدن روی زمین و یا قرار گرفتن در ارتفاع بلندتر و از همه بدتر چند کیلومتر راه پیمایی به ترکیب بندی خوبی از عکس خود دست یابید.

ترکیب بندی غیر مرکزی

در تمام ترکیب بندی های غیر مرکزی، همیشه یک مرکز توجه قرار دارد که همان سوژه اصلی است. اما اگر فقط به همین سوژه بسنده شود، مساحت زیادی در عکس خالی باقی می ماند. از اینرو سعی کنید که یک موضوع فرعی دوم هم در عکس ایجاد کندی که تا حدی چشم را مشغول کند. ولی اگر اصرار بر این است که سوژه تنها و منزوی باشد، آنرا به تنهای در عکس قرار دهید.

کادر بندی

دوربین های SLR عکس هایی با قطع مستطیل و به نسبت 2: 3 ایجاد می کنند. عکس یا سوژه را چگونه باید در این مستطیل جای داد؟ دو شیوه جهت کادربندی وجود دارد یا به صورت عرضی انداخته می شود و یا عمودی. روش اول به کادر منظره معروف است چرا که اکثر مناظر را به این طریق می گیرند. روش دوم به کارد بندی پرتره معروف است، بدلیل اینکه اکثر پرتره ها عمودی هستند.

این روش های کادر بندی، قوانین غیر قابل تغییری نیستند، چرا که بعضی مواقع عکس در کادربندی نوع دیگر جالب تر می شود. به عنوان مثال جهت عکاسی از کوهی بلند، درختی بزرگ و یا آبشاری مرتفع، نمی توان قطع منظره را به کاربرد و حتماً باید از قطع عمودی یا پرتره استفاده کرد. ولی اگر جهت کادر یک سوژه مردد هستید، بهتر است که در هر دو حالت عکاسی کنید و بهترین عکس را انتخاب کنید.

عناصر کادر بندی

عناصر کادربندی باید دارای ارزش هنری و بالا بردن زیبایی عکس باشند، مثل درب یک خانه، صحن و سقف یک ساختمان، برگ های یک درخت پائیزی و غیره ابزار کادربندی سوژه نباید خیلی بزرگ و دارای رنگ برجسته و تند باشند که نظر تماشاچی را از سوژه اصلی به خود معطوف کند. اگر سوزه اصلی در تاریکی یا سایه قرار دارد و یا خود آن به رنگ تیره است ، حتماً از فلاش جهت روشن کردن آن استفاده کنید و گرنه سایه ای از سوژه خود در عکس خواهید داشت. جهت نتیجه بهتر می توان در هر دو حالت با فلاش و بدون فلاش عکس گرفت.

کادر مناسب

یک کادر مناسب جهت سوژه اصلی باید تکمیل کننده آن باشد. جهت این کار نباید از هر کادربندی استفاده کرد. مثلاً یک مسجد زیبا با کاشی های آبی نباید به وسیله ساختمانی بتونی کادربندی شود، بلکه زیبایی خود مسجد برای عکس کافی خواهد بود، مگر اینکه هدف از این عکس ایجاد کنتر است و تضاد بین معماری قدیم و جدید باشد.

تار یا واضح؟

آیا قسمت هایی از عکس باید تار باشند؟ این بستگی به سوژه و میل عکاس دارد. برای عکاسی از سوژه هایی مثل معماری، می توان از لنز واید با درجه دیافراگم 22/f استفاده کرد تا عکس واضح بدست آید. همه سطح یک ساختمان باید کاملاً صاف و واضح در عکس بیفتد. اما اگر سوژه عکس یک گل تنهاست، باید جهت برجسته کردن آن، گل را از محیط پیرامون خود جدا کرد. این کار را می توان با استفاده از لنز مناسب یا باز کردن حداکثر دیافراگم و یا طرف دیگر انجام داد.

پیدا کردن مرکز توجه

اگر می خواهید که چشم در نگاه کردن به عکس، سرگردان نباشد و توجه چشم را بر روی یک نقطه در عکس متوجه کنید، سعی کنید که یک مرکز توجه در عکس ایجاد کنید. لزوماً احتیاج نیست که این مرکز توجه در مرکز عکس قرار داشته باد. مثلاً در میان گل های زرد یک باغچه، یک عدد گل سرخ رنگ می تواند توجه تماشاچی را به خود جلب کند.

در عکس عمق ایجاد کنید

در هنگام عکاسی از یک سوژه بزرگ و وسیع، از دیگر عوامل زیباشناسی هم استفاده کند. با به کاربردن کنتر است بین رنگ ها، ایجاد خط قطری در عکس، حرکت در تصویر، آوردن بافت و متن سوژه از عکس و یا اتحاد بین اعضاء عناصر سوژه عکس را زیباتر بگیرید. خیلی از این نکات را می توان با نگاه کردن و مطالعه کارهای دیگران یاد گرفت که چگونه آنها از این مسایل در عکس های خود به نحو احسنت استفاده کرده اند. یکی از مهم ترین چیزها در این رابطه، ایجاد عمق در عکس است. همه می دانند که عکس تصویری دو بعدی ارایه می کند. با استفاده از یک عنصر که در نزدیکی دوربین قرار دارد. می توان تصور عمق را برای بیننده ایجاد کرد. اگر سوژه عکاسی، یک منظره روستایی باشد و در پیش زمینه عکس دیده خواهند شد. اما وقتی که درختی را در پیش زمینه، متوجه عمق و فاصله بین این عناصر می شود. ایجاد عمق در تصویر و مخصوصاً عکاسی منظره کار سختی نیست، فقط باید کمی در اطراف گشت و چیزی مناسب جهت قرار دادن در پیش زمینه ایجاد کرد.

در عکاسی از یک منظره، سوژه را طوری انتخاب کنید که درون عکس خطی از عناصر سوزه از چپ به راست و یا بالا به پائین ادامه داشته باشد. اگر این مسیر به صورت قطری باشد، مطمئناً تاثیر بیشتری خواهد داشت. وظیفه این خط هدایت چشم از یک نقطه عکس به نقطه دیگر است. جهت بوجود آوردن این خط در عکس می توان از یک جاده، ردیف درخت، دیوار ساختمان، مسیر یک رودخانه، ردیفی از سنگها و چیزهایی از این قبیل استفاده کرد.  

عکس را پُر کنید

رابرت کاپا Robert Capa ، عکاس معروفی که جانش را در راه کار خود گذاشت، جمله معروفی دارد که می گوید: "اگر عکس شما چیز جالبی از آب در نیامده است، علت این است که به سوژه نزدیک نشده اید." این یکی از بهترین توصیه ها جهت برداشتن عکس بهتر است. اگر بنا به دلایلی نمی توانید به سوژه نزدیک شوید، از یک لنز تله جهت این کار استفاده کنید. در بعضی از حالات مثل عکاسی پرتره با گرفتن عکس یه صورت عمودی می توانید تمام صفحه عکس را از سوژه پر کنید و یا پس از چاپ عکس قسمت های خالی را ببرید.

پیام عکس را واضح بیان کنید

در عکس هایی که از یک منطقه وسیع و با لنز واید گرفته می شوند، ممکن است نقاطی از عکس دارای تصویر تار باشند و در اطراف یا کنار سوژه قرار گرفته باشند. وجود چنین نقاط که به فلو معروف چیزهایی اضاف در عکس می باشندو جهت واضح و روشن بیان کردن عکس می توان با تغییر محل سوژه و یا دوربین، عکس را بدون آنها انداخت.

کادربندی های تکراری

از کادربندی های تکراری، مثل سلسله های کوه که در پشت سرهم واقع شده اند، باید خودداری کرد، چرا که تصاویری خسته کننده خواهند بود. به علاوه سعی کنید که کادربندی سوژه را در پائین عکس انجام دهید تا عکس شما دارای عمق بیشری باشد.

کادربندی سوژه های انسانی

در عکاسی از یک شخص، نباید کنار عکس، جاهایی از بدن او را که دارای بند هستند قطع کند. این نقاط عبارتند از گردن، آرنج، کمر، زانو وقوزک پا، این مسئله نکته ای در مورد زیبایی شناسی است و همیشه سعی کنید که مح قطع کردن را در پائین و یا بالای این بندها قرار دهید. به علاوه در عکاسی از موضوعات انسانی، هدف از به تصویر کشیدن شخص با حدی نشان دادن شخصیت او در عکس است. بنابراین در پس زمینه سوژه نباید عناصر شلوغ و گمراه کننده ای وجود داشته باشند که نظر چشم را به خود جلب کنند. چیزی که در این میان مهم است، نشان دادن حالت و تا حدی عواطف درونی سوژه در تصویر است.

کادر بندی پیش زمینه  

در عکاسی منظره و معماری، معمولاً آسمان بخش مهمی از عکس را تشکیل می دهد. اگر آسمان تصویری آبی، همراه با ابرهای سفید داشته باشد که ممکن است عکس را زیباتر هم بکند، اما خیلی مواقع از بدبیاری عکاس، آسمان ابری بسیار روشن و بیرنگ است و حضور آن در عکس موجب بدتر شدن آن خواهد شد. در این گونه مواقع می توان با نزدیک شدن به سوژه و یا استفاده از لنزی با فاصله کانونی بیشتر و یا برش قسمت های ناجور آسمان پس از چاپ عکس، حضور آسمان نامطلوب را در عکس کمتر کرد. ولی اگر هیچکدام از این حالات موثر واقع نشدند، می توان از یک درخت، پنجره، در، تاق یک ساختمان، جهت پر کردن آسمان استفاده کرد. مهمترین کار این است که در اطراف سوژه بگردید تا چیزی مطلوب جهت پرکردن آسمان پیدا کنید. 

ارسال نظر
عنوان نظر :
نام شما :
ایمیل :